تبليغاتX
مینا
دل تنگی ها

·        گاهی تجربیات یک انسان شکست خورده، بسیار با ارزش تر از موفقیت های انسان بی تجربه است.

·        انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع که خیال می کند، دیگران را فریب داده، خود را گول نمی زند.

·        مهم نیست که چه اتفاقاتی در زندگی شما می افتد، مهم این است که شما با آن چه می کنید.

·        خیلی چیزها را می توان با نرمی و شوخی به مردم فهماند.

·        هیچ چیز تغییر نمی کند این ما هستیم که تغییر می کنیم.

·        گنجینه شما، وجود خود شماست. جای دیگر دنبالش نگردید.

·        ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد، ثروتمند کسی است که نیاز کمتری احساس می کند.

·        فهمیدن، همیشه بهتر از آموختن است.

·        هرگز به قلبت دروغ نگو چون تا ابد تنها خواهی ماند.

·        کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست.

·        دل آدمی، فقط با مهر محبت رام می شود.

·        یکی از ناشناخته ترین لذت های زندگی، حرف زدن با خویش است.

·        آنچه را کرم ابریشم پایان دنیا می داند، در نظر پروانه آغاز زندگی است.

·        موج اگر می دانست که ساحل هیچ وقت دستش را نمی گیرد، برای رسیدن به آن چنین تقلا نمی کرد.

·        در ارتفاع بالاتر از جو، هیچ ابری وجود ندارد. اگر آسمان دلت ابریست، بدان که به اندازه کافی اوج نگرفته ای

·        برای کشف اقیانوسهای جدید، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم. این جهان، بیشتر جان تغییرات است، نه جهان تقدیر.

·        افسوس که صدای خش خش لحظات عمر را زیر پای خود نمی شنویم.

·        عشق زیباترین جاده ای است که به خدا می رسد.

·        وحشی ترین گلها هم به احترام باران قیام می کنند.

·        زندگی بازی است و ما خود صحنه ای می سازیم تا بازیگر بازیچه های خود باشیم.

·        افراد خوشبخت کسانی هستند که از جهات مختلف با زندگی روبرو می شوند ولی انسان های بدبخت کسانی هستند که کوره راه باریکی دارند و به همان بسنده می کنند.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 14:38 توسط :: مینا ::

عشق حقیقی مثل روح است، افراد زيادي درباره آن صحبت مي كنند

 ولي تعداد معدودي آن را ديده اند.

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 16:27 توسط :: مینا ::

دلم گرررررررررررررررفته

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/03/19ساعت 14:25 توسط :: مینا ::

سلام سلام به همه دوستان خوبم

قبول قبول شدم

حقوق بين الملل و حقوق بشر رتبه آوردم

خوشحالم، يه احساس خاصي دارم

ولي رتبم خوبي نياوردم ميخواستم خيلي خيلي عالي بشه ولي نشد.............

چيكار ميشه كرد ديگه، به جز تسليم

آخه حوصله ندارم دوباره بخونم

فكر ميكنم شبانه يا پيام نور قبول بشم، همينم خوبه

ظرفيت ها خيلي كمه دانشگاهها كه ديگه هيچي

انتخاب رشته ميكنم اميد به خدا

انشالله يه جاي خوب قبول شم

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1388/03/02ساعت 16:48 توسط :: مینا ::

وای هفته بعد نتایج امتحان ارشد میاد

یخورده دلهره دارم، 

یه چند ماهی بی خیال شده بودم و به هیچی فکر نمیکردم حتی به نتیجه امتحان

ولی یک هفته است خیلی توفکرم

اگه قبول بشم.............................

اگه قبول نشم.............................

خدا کنه قبول بشم آخه نزدیک ۱ سال تلاش کردم

توی این یک سال اتفاقات زیادی برام افتاد(آشنایی با آدمای جدید، رها كردن شغلم و..........)

و من با تحمل همه اونا بالاخره امتحانم رو با هزار درد سر و استرس دادم وراحت شدم

برام دعا کنید  




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1388/02/27ساعت 14:1 توسط :: مینا ::

چه هفته پرکاری

چقدر خسته ام

من که دیگه نفس برام نمونده

هر روز صبح وبعد از ظهر سر کار بودم

بالاخره هفته تموم شد و میتونم یه نفسی بکشم

امان از مسئولیت زیاد  

                                           

مامانم هنوز در حال استراحته برای همین هم توی خون هم سر کار

خیلی خیلی سرم شلوغ شده

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16ساعت 21:48 توسط :: مینا ::

امروز سرکار خبر خوشحال کننده ای شنیدم

احساس خیلی خوبی داشتم

اخه یکی از نیروها تازه استعفا داده ورفته  ومن بجای اون نشستم

حالا تقریبا شدم خانم رییس

روز خوبی بود به بچه های دیگه میگفتم این کارو بکن اون کارو نکن

خودم خیلی دوست داشتم یه احساس خاصی بود

دیگه واسه خودم کار میکنم و زیر دست کسی نیستم

ولی فعلا آزمایشی هستم اگه بتونم کارمو خوب انجام بدم ودائما همونجا بمونم

خدا خودش کمکم میکنه مطمئنم همون طوری که تا حالا تنهام نزاشته وهمه کاراش روی حکمته

خدایا خیلی دوست دارم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1388/02/07ساعت 0:11 توسط :: مینا ::

دیروزاز ساعت 3 بعدازظهرتا صبح ساعت ۹ پیش مامان بیمارستان بودم

 برای اولین بار بود که توی بیمارستان پرستار یه نفر بودم

خیلی خوشم اومد که تونستم به یه دردی بخورم وبه یک نفر کمک کنم

چقدر این پرستارا زحمت میکشن و پر حوصله اند

 بیچاره ها شب هم مثل روز بیدارن و به بیمارا سر میزنن  

منم نسبتا بگی نگی بیدار بودم چه لذتی داشت

فرحناز عزیزم خیلی کمکم کرد وتنهام نذاشت

 نمیذاشت خوابم ببره خیلی دوست دارم فرحناز جونم

                                    

                                  

دنیا پر از بی وفایی و بی معرفتیه حداقل برای من که اینطوری بوده

همه دوستایی که توی دبیرستان ودانشگاه تمام لحظات رو با اونا گذروندم

 الان دریغ از یه گوشه چشمی که به ما بیندازن یا حداقل 6 ماه یکبار هم یه احوالی از من بپرسن

مثل اینکه فقط ما همیشه سرمون خلوته وهیچ گرفتاری نداریم

اصلا ولشون کن هرکسی به فکر خودشه وزود دوستاشو فراموش میکنه




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/01/25ساعت 22:15 توسط :: مینا ::

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد

وسعت تنهائيم را حس نكرد


در ميان خنده هاي تلخ من

گريه پنهانيم را حس نكرد


در هجوم لحظه هاي بي كسي

درد بي كس ماندنم را حس نكرد


آن كه با آغاز من مانوس بود

لحظه پايانيم را حس نكرد

                                           

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/01/11ساعت 17:47 توسط :: مینا ::

شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ می گن
 
 آدمهای مهربون و با وفا دروغ می گن
 
اونا که می گن تا همیشه دیوونتن ، بذار بی پرده بگم که به شما دروغ می گن
 
اونا که میان به این بهونه ها ، از توی شهر قشنگ قصه ها ، دروغ می گن
 
اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده ، به تموم آسمونا به خدا دروغ میگن
 
 اونا که باقسم و آیه می خوان بهت بگن تا قیامت نمی شن ازت جدا ، دروغ می گن ...
 

                                                         



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1388/01/11ساعت 17:43 توسط :: مینا ::